صفحه اصلی     ارتباط با مسولین   نقشه سایت
اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

پیوندهای مهم
 

 

  

منایع و برنامه 9 ترمه

  سیستم گلستان
 

   

برنامه کلاسی   تقویم آموزشی

 

 

 

 

    سازمان مرکزی پیام نور
 

 

   
     
ساعت
نظرسنجی
نظر شما در مورد عملکرد سایت چیست؟

عالی
خوب
متوسط
ضعیف

حجاب و شرافت زن

شرافت زن اقتضا می کند هنگامی که از خانه بیرون می رود متین و سنگین و باوقار باشد ، در طرز رفتار و لباس پوشیدنش هیچگونه عمدی که باعث تحریک و تهییج شود به کار نبرد ، زباندار لباس نپوشد ، زباندار راه نرود ، زباندار و معنی دار به سخن خود آهنگ ندهد . ( از کتاب مساله حجاب )

 

صراط مستقیم در مورد فعالیت زن در اجتماع

صراط مستقیم باریك‏ است،كمی از این طرف برویم پرت می‏شویم ، كمی از آن طرف برویم هم پرت‏ می‏شویم ، اندكی به نام عفت و عصمت و پاكی ، زن را بكشانیم به گوشه‏ صندوقخانه ها ، پرت شده ایم ، یك ذره به نام دخالت خانمها در اجتماعات و فعالیتها حریم (  در " مسئله حجاب " این حدود كاملا مشخص شده ) را بشكنیم نیز از آن طرف افتاده ایم‏ شركت ملازم با اختلاط نیست شركت ملازم با نوعی التذاذ جنسی از یكدیگر بردن نیست........منطق اسلام یك منطق معتدل است .(از کتاب پیرامون جمهوری اسلامی)

سخنان شهید مرتضی مطهری در انتظار فرج

انتظار فرج و آرزو و امید و دل بستن به آینده دو گونه است: انتظاری که سازنده و نگهدارنده است، تعهدآور است نیرو آفرین و

تحرک بخش است، به گونه ای است که میتواند نوعی عبادت و حق پرستی شمرده شود؛ و انتظاری که گناه است، ویرانگر

است، اسارت بخش است، فلج کننده است. این دو نوع انتظار فرج معلول دو نوع برداشت از ظهور عظیم مهدی موعود است؛ و ا

ین دو نوع برداشت به نوبه خود از دو نوع بینش درباره تحولات و انقلابات تاریخی ناشی میشود. بر داشت قشری از مردم از

مهدویت و قیام و انقلاب مهدی موعود این است که صرفاً ماهیت انفجاری دارد؛ فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلمها و ت

بعیضها و اختناقها و حق کشی ها و تباهیها ناشی میشود؛ نوعی سازمان یافتن است که معلول پریشان شدن است. آنگاه که

صلاح به نقطه صفر برسد، حق و حقیقت هیچ طرفداری نداشته باشد، باطل یکه تاز میدان گردد، جز نیروی باطل نیروئی حکومت

نکند، فرد صالحی در جهان یافت نشود، این انفجار رخ میدهد و دست غیب برای نجات حقیقت نه اهل حقیقت زیرا حقیقت

طرفداری ندارد از آستین بیرون میآید.

علیهذا هر اصلاحی محکوم است، زیرا هر اصلاح نقطه ای روشن است؛ تا در صحنه اجتماع دست نقطه روشنی هست، دست غیب ظاهر نمیشود بر عکس، هر گناه و هر فساد و هر ظلم و هر تبعیض و هر حق کشی، هر پلیدی ای به حکم اینکه مقدمه صلاح کلی است و انفجار را قریب الوقوع میکند رواست، زیرا «الغایات تبر المبادی» (هدفها و وسیله های مشروع را مشروع میکنند) پس بهترین کمک به تسریع در ظهور و بهترین شکل انتظار، ترویج و اشاعه فساد است.

اینجاست که گناه هم فال است و هم تماشا، هم لذت و کامجوئی است و هم کمک به انقلاب نهایی. اینجاست که این شعر مصداق واقعی خود را می یابد:

در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد                               

 طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد

این گروه طبعاً به مصلحان و مجاهدان و آمران به معروف و ناهیان از منکر با نوعی بغض و عداوت مینگرند، زیرا آنان را از تاخیر اندازان ظهور و قیام مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه ) میشمارند. برعکس اگر خود هم اهل گناه نباشند، در عمق ضمیر و اندیشه با نوعی رضایت به گناهکاران و عاملان فساد مینگرند، زیرا اینان مقدمات ظهور را فراهم مینمایند.

 

شيخ صدوق (عليه الرحمه) در كتاب شريف كمال الدين و تمام النعمه نقل مي كند كه: ابوعلي بغدادي مي گويد: در بغداد به زني برخوردم كه براي پرداخت وجوهات شرعي به آنجا آمده بود. از من پرسيد وكيل مولاي ما امام زمان(عج) كيست؟ به او گفتم: كه ابوالقاسم حسين بن روح است. آن زن بر حسين بن روح وارد شد و من نيز با او بودم. زن با اشاره به جعبه اي كه در دست داشت به حسين بن روح عرضه داشت: چه چيز همراه من است كه براي تسليم به مولاي خود حضرت حجت(ع) نزد تو آورده ام؟ حسين بن روح به آن زن فرمود: برو آن جعبه را در دجله انداز و بلافاصله نزد ما آي تا قدرت پروردگار و عنايت امام زمان(ع) را مشاهده كني. زن چنين كرد و جعبه را در دجله انداخت و برگشت، حسين بن روح به خادم خود گفت: برو آن جعبه را بياور، غلام رفت و آن جعبه را آورد، جناب حسين بن روح به آن زن فرمود: بيا و به اين جعبه نگاه كن و ببين آيا اين همان جعبه است كه در دجله انداختي؟ زن نزديك آمد و نگريست و با حيرت و تعجب تصديق كرد و گفت: اين همان جعبه است كه من در دجله انداختم و نزد شما آمد .

 

سپس حسين بن روح گفت :حال من خبر دهم كه در جعبه چيست يا تو خبر مي دهي؟ زن گفت: شما بفرماييد و خبر دهيد. آن جناب پيش از آنكه جعبه را باز كند چنين فرمود: در اين كيسه يك جفت دستبند طلا و يك حلقه بزرگ جواهر و دوحلقه كوچك ديگر جواهر و دوانگشتري هست كه يكي از آن دو فيروزه و ديگري عقيق مي باشد. زن جعبه را باز كرد و يكايك آنچه را جناب ايشان فرموده بود از كيسه بيرون آورد. به من بيننده (ابوعلي بغدادي )و آن زن حالت غشوه دست داد و از اين جريان متحير شديم. سوگند به ائمه اطهار (عليهم السلام) كه در روز قيامت گواهي دهم كه آنچه ديدم و بازگو كردم همان است كه گفتم و بيان داشتم ،بدون آنكه كم و يا زياد كرده باشم.
خدايا! وقتي كه دربانان امام عصر(عج) اين چنينند و اين گونه عظمت دارند، پس خود امام(عج) كيست؟ «الهم عرفني حجتك فانك ا ن لم تعرفني حجتك ضللت عن ديني».خدايا حجت خويش را بر ما بشناسان كه اگر به ما شناخت عظمت حجت خويش را عطا نفرمايي در دين خويش گمراه خواهيم شد و هر كس امام زمان خويش را نشناسد به مرگ جاهلي خواهد مرد. اتصال و انتساب به حضرت حجت مانند اتصال قطره به درياست هر كس خود را به بحر وجود صاحب الزمان متصل كند قطره هم باشد از عظمت دريا نصيب خواهد برد.


آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 2767
 بازدید امروز : 24
 کل بازدید : 2516511
 بازدیدکنندگان آنلاين : 4
 زمان بازدید : 0.2188
جستجو
اوقات شرعی
وضعیت آب و هوا
weather.ir is down
صفحه اصلی       ارتباط با مسولین     نقشه سایت  

آدرس: جعفريه خیابان امام خميني(قدس)، دانشگاه پيام نور واحد جعفريه
تلفن                               ٦٢٢٠٣٧٦-٠٢٥٢ 

Copyright © 2009 Qom Payame Noor University. All rights reserved .     دانشگاه پیام نور استان قم واحد جعفریه